شماره ركورد
26197
شماره راهنما
PHI3 100
عنوان
تحليل مبادي عمل از ديدگاه ملاصدرا و مقايسه آن با مولفههاي انگيزش در رويكرد شناختي با تاكيد بر نظريه خودتعيينگري دسي و رايان
مقطع تحصيلي
دكتري
رشته تحصيلي
حكمت متعاليه
دانشكده
الهيات و معارف اهل البيت(ع)
تاريخ دفاع
1405/05/07
صفحه شمار
148 ص.
استاد راهنما
فروغ السادات رحيم پور , مهدي گنجور
كليدواژه فارسي
مبادي عمل , ملاصدرا , انگيزش , نظريه خودتعيينگري , روانشناسي شناختي
چكيده فارسي
رفتار انسان و فرايند شكلگيري، هدايت، كنترل و تغيير آن از مباحث بنياديني بوده كه در حوزههاي مختلف علمي به تفصيل بررسي شده است. با وجود پژوهشهاي متعدد، مقايسۀ نظاممند ميان تبيين فلسفيِ «مبادي عمل» در انديشۀ ملاصدرا و نظريۀ «خودتعيينگري» دسي و رايان كمتر صورت گرفته است. هدف اين پژوهش كه با عنوان «تحليل مبادي عمل از ديدگاه ملاصدرا و مقايسه آن با مؤلفههاي انگيزش در رويكرد شناختي با تأكيد بر نظريه خودتعيينگري دسي و رايان» نگاشته شده است، تبيين مبادي عمل در فلسفه ملاصدرا، تحليل مؤلفههاي انگيزش در رويكرد شناختي با تأكيد بر نظريه خودتعيينگري و مقايسه تطبيقي اين دو ، بهمنظور شناسايي وجوه اشتراك و افتراق و ارزيابي ظرفيتهاي نظري فلسفه صدرايي در تبيين رفتار انسان است. ملاصدرا، موضوع مبادي عمل را در چارچوب انسانشناسي فلسفي بررسي كرده و با تكيه بر مبانياي چون اصالت وجود، تشكيك وجود، حركت جوهري و اتحاد نفس و قوا، فرايند صدور رفتار را بر پايه ساختار وجودي انسان تبيين ميكند. در اين ديدگاه، مبادي عمل در قالب سلسلهاي از قواي نفس، از «تصور» تا «قوه فاعله»، و در پيوند با مراتب وجودي انسان تحليل ميشوند. در مقابل، نظريه خودتعيينگري دسي و رايان، بر سه نياز بنيادين روانشناختي - خودمختاري، شايستگي و ارتباط - بهعنوان خاستگاه انگيزش و پيوستاري از انگيزش دروني تا بيانگيزگي تأكيد دارد. اين پژوهش با روش توصيفي ـ تحليلي و رويكرد تطبيقي و با بهرهگيري از منابع اصيل فلسفي و روانشناختي انجام شده است. يافتههاي پژوهش نشان ميدهد كه هر دو ديدگاه، اراده را عنصر محوري در تحقق رفتار ميدانند، هرچند در حكمت متعاليه، اراده حقيقتي وجودي و عين مرتبهاي از نفس است و استقلال وجودي از آن ندارد. از نوآوريهاي اساسي اين پژوهش، تنقيح مفهوم «عمل» در فلسفه ملاصدرا و تبيين اين اصل است كه عمل انسان امري منفك از نفس نيست، بلكه مرتبهاي از ظهور و فعليت وجودي نفس محسوب ميشود؛ ازاينرو، تحليل رفتار بدون تحليل مراتب وجودي نفس امكانپذير نخواهد بود. دستاورد مهم ديگر پژوهش، بازسازي و تبيين ساختار صدور عمل در انديشه ملاصدرا است. اين پژوهش نشان ميدهد كه ساختار صدور عمل در حكمت متعاليه را نميتوان صرفاً در قالب الگوهاي خطي يا شبكهاي متعارف تفسير كرد، بلكه اين ساختار، الگويي چندوجهي، پويا و وجودمحور است كه ضمن حفظ پيوند طولي ميان مبادي عمل، تعامل متقابل قواي نفس و مراتب وجودي انسان را نيز تبيين ميكند و بدين ترتيب، از جامعيت و قدرت تبيين بيشتري نسبت به الگوهاي رايج برخوردار است. همچنين پژوهش حاضر با نشان دادن ظرفيتهاي تبييني حكمت متعاليه در حوزه انگيزش، امكان بازتعريف و بازخواني برخي مفاهيم بنيادين روانشناسي، از جمله انگيزش، اراده، عمل و عامليت انسان را بر اساس مباني فلسفه صدرايي فراهم ساخته و بدين وسيله، كاربردپذيري فلسفه ملاصدرا در توسعه مباني نظري روانشناسي معاصر را آشكار ميسازد. در عين حال، مقايسه دو ديدگاه نشان ميدهد كه هر دو ميان عوامل دروني و بيروني رفتار تمايز قائلاند، اما در خاستگاه، غايت و ساختار انگيزش اختلاف مبنايي دارند؛ ملاصدرا انگيزش را بر پايه كمال وجودي و غايات متعالي انسان تفسير ميكند، در حالي كه دسي و رايان آن را بر ارضاي نيازهاي بنيادين روانشناختي استوار ميدانند. ازاينرو، اين پژوهش ميتواند زمينهساز گفتوگوي ميان فلسفه اسلامي و روانشناسي معاصر و بستري براي غنيسازي نظريههاي انگيزش از رهگذر بهرهگيري از ظرفيتهاي حكمت متعاليه باشد.
تاريخ نمايه سازي
1405/07/18
نام نمايه ساز
همدم نوروزي
كليدواژه لاتين
Principles of action , Mulla Sadra , Motivation , Self-determination theory , Cognitive psychology
عنوان لاتين
Analyzing the principles of action from Mulla Sadraʹs point of view and comparing it with motivation components in the cognitive approach with an emphasis on Desi and Ryan self-determination theory
گروه آموزشي
فلسفه و كلام اسلامي
چكيده لاتين
Human behavior and the processes underlying its formation and change have long been fundamental concerns across scientific disciplines. However, systematic comparisons between Mulla Sadra’s philosophical account of the “principles of action” (mabādi-ye ʿamal) and Deci and Ryan’s Self-Determination Theory remain limited. This study aims to explain the principles of action in Mulla Sadra’s philosophy, analyze motivation within the cognitive approach with emphasis on Self-Determination Theory, and comparatively examine their similarities, differences, and theoretical capacities for explaining human behavior. Mulla Sadra, within philosophical anthropology and on the basis of principles such as the primacy and gradation of existence, substantial motion, and the unity of the soul and its faculties, explains action according to the ontological structure of the human being. The principles of action are understood as a sequence involving the faculties of the soul, from “conception” to the “active faculty.” By contrast, Deci and Ryan identify autonomy, competence, and relatedness as basic psychological needs underlying motivation, ranging from intrinsic motivation to amotivation. Using a descriptive-analytical method and comparative approach, this study draws on primary philosophical and psychological sources. The findings show that both perspectives regard volition as central to behavior, although Transcendent Philosophy treats volition as an ontological reality inseparable from the soul. The study further demonstrates that action in Mulla Sadra’s thought constitutes a manifestation and ontological actualization of the soul and cannot be understood independently of its ontological levels. Its structure is multidimensional, dynamic, and ontology-centered rather than merely linear or network-based. While both perspectives recognize internal and external influences on behavior, Mulla Sadra grounds motivation in ontological perfection and transcendent ends, whereas Deci and Ryan emphasize the satisfaction of basic psychological needs. Thus, Sadrian philosophy offers conceptual resources for dialogue with contemporary psychology and for enriching theories of motivation, volition, action, and human agency.
تعداد فصل ها
5
استاد مشاور خارج از دانشگاه
احمد شهگلي و محمدصادق شجاعي
فهرست مطالب pdf
171392
نويسنده