شماره ركورد
26032
شماره راهنما
PSY2 940
عنوان
مقايسه توانايي هاي شناختي در دانشجويان رشته هاي فني-مهندسي با تمايلات كارآفريني ذهن آگاه و عادتي در دانشگاه اصفهان
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
علوم شناختي- روانشناسي شناختي
دانشكده
علوم تربيتي و روان شناسي
تاريخ دفاع
1405.04.31
صفحه شمار
57 ص.
استاد راهنما
دكتر حميد رضا عريضي , دكتر كريم عسگري
استاد مشاور
دكتر حميد بيدرام
كليدواژه فارسي
كارآفرين ذهنآگاه , كارآفرين عادتي , نياز به شناخت , ، انعطاف شناختي , تحمل ابهام , استدلال كلامي و درك اشكال
چكيده فارسي
كارآفريني را ميتوان فرايندي دانست كه در طي آن فرد كارآفرين ايدهها و افكار جديدي براي يك كسب و كار ارائه ميكند يا محصولات و خدمات جديدي را طبق نياز مصرف كننده ارائه يا توليد ميكند و براي اينكار داراي تشكيلاتي اقتصادي است و فرد كارآفرين آن تشكيلات را اداره ميكند. كارآفريني در جوامع امروزي بسيار مورد استقبال است و بسياري آن را به استخدام سنتي ترجيح داده و به دو نوع ذهنآگاه و عادتي تقسيم ميشود. در اين پژوهش دو گروه كارآفرينان از هم متمايز گرديدهاند. گروه اول، كارآفرينان عادتي هستند كه در خانوادههاي كارآفرين فعاليتهاي خويش را انجام ميدهند و بنابراين در كارآفريني به صورت از قبل تعيينشده قرار گرفتهاند. گروه دوم كارآفرينهاي ذهناگاه هستند كه داراي آن پيشينهي خانوادگي نميباشند. جامعه پژوهش كليه دانشجويان رشته فني مهندسي دانشگاه اصفهان مي باشد كه براي پيشبيني اينكه دانشجويان در كدام يك از گروهها قرار ميگيرند از سناريوهاي كانون ارزيابي و توانايي و ويژگي هاي مربوطه استفاده گرديد. اين دو گروه در مجموعهاي از تواناييها مورد مقايسه قرار گرفتند. نمونه پژوهش 15 نفر در گروه كارآفرينان عادتي و 15 نفر در گروه كارآفرينان ذهنآگاه از نظر ميزان توانايي هاي مربوط و عملكرد در كانون ارزيابي قرار گرفتند و در پنج آزمون كه انعطاف پذيري شناختي، تحمل ابهام، نياز به شناخت، استدلال كلامي و درك اشكال را ميسنجيدند مورد مقايسه قرار گرفتند. اين آزمون ها تراز شده و به ترتيب برگرفته از دنيس و واندروال (2010)، كارلتون و همكاران (2007)، كاسيپو و همكاران (1982) و مجموعه آزمونهاي استعداد عمومي (عريضي، 1382)هستند و داراي پايايي و اعتبار مطلوب بودند. هدف مقايسه پنج نوع توانايي شناختي مي باشد. در رابطه با نياز به شناخت، انعطاف شناختي و درك اشكال نمرات كارآفرين ذهنآگاه بيشتر است و در رابطه با تحمل ابهام كمتر و در رابطه با استدلال كلامي تفاوتي وجود ندارد. در اين پژوهش همچنين يك تحليل واريانس دوراهه تركيبي از نوع كارآفريني (ذهنآگاه و عادتي) و پنج توانايي به كار رفته در پژوهش انجام شد كه نشان ميداد اين تواناييها 45درصد واريانس تمايز بين گروهها را تبيين ميكنند. شواهد اين پژوهش نشان ميدهد كه مقايسه گروهها داراي تمايز دقيق و مفهومي است. دراين پژوهش همچنين اثر تعاملي كارآفريني و تبييني به صورت نوآورانه به كار رفته است كه نشان ميدهد الگوي تعامل توانايي و مداخله را ميتوان براي نوع ديگري از تعامل يعني توانايي در تفاوتهاي از پيش شكل گرفته آزمود. با اين وجود تحليل واريانس تعيين شده نشان ميدهد كه ممكن است با توانايي و استعدادهاي ديگر سطح واريانس تبيين شده را افزايش داد. بنابراين از نتايج مهم پژوهش ميتوان به تعريف دو نوع كارآفرين در پرتو متغيرهاي ديگر و همچنين دخيل بودن ديگر متغيرها در تفاوت دو نوع كارآفريني اشاره كرد. همچنين محدوديت اصلي اين پژوهش نوع نمونه حاضر كه نمونه دانشجويي است ميباشد و بنابراين براي تعميم اين نتايج به جامعه واقعي كارآفرينان بايد پژوهش هاي بعدي انجام گيرد.
كليدواژه لاتين
mindful entrepreneur , habitual entrepreneur , need for cognition , cognitive flexibility , tolerance of ambiguity , verbal reasoning and figure perception
عنوان لاتين
Comparing cognitive capabilities in engineering student with habitual and mindful entrepreneurial tendency in university of esfahan
گروه آموزشي
روان شناسي
چكيده لاتين
Introduction: In the recent study two groups of entrepreneurs were discriminated from each other. The first group were habitual entrepreneurs, which have been grown up in entrepreneur families, and were active in the area for long time. The second group were mindful entrepreneurs, with no familial history of working in entrepreneurship. In an attempt to predict that the students may be recognized in which of the groups, some scenarios were used, including the assessment centers and the related capabilities of the students. The two groups were compared according to some specific abilities.
Methods: Following the calculation of sample size, 15 students were assigned in each of groups including habitual and mindful entrepreneurs. They were then assessed with five test specifically in the areas of cognitive flexibilities, tolerance of ambiguity, need for cognition, verbal reasoning, and finally figure perception. The tests were standardized and were derived from Dennis and Vanderwal (2010), carleton etal. (2007) cacioppo etal. (1982), and general aptitude test (Oreyzi etal. 2003). All of the tests had adequate validity and reliability.
Findings: The mindful group achieved high scores in need for cognition, cognitive flexibility, and figure perception, but they had no significant difference with the other group in verbal reasoning and less tolerance of ambiguity. According to the results of two-way ANOVA for mindful and habitual entrepreneurs, it was shown that 45 percent of variance between the groups were formulated through five abilities.
Discussion: The evidence rising from the current study showed that the two groups were conceptually and critically compared with each other. Alongside, the interaction effect of entrepreneurship was expressed with a novel formulation, suggesting that the interaction pattern of ability and intervention may be utilized for another type of interaction as well. Nevertheless, the analysis of variance showed that the other abilities and aptitudes may have a role in increment of the level of variance as well. A major limitation of the recent study was that the sample was selected from the students, and hence further research is warranted for the generalization of our results into other entrepreneurs.
تعداد فصل ها
5
فهرست مطالب pdf
164455
نويسنده