شماره ركورد
25863
شماره راهنما
PHI2 521
عنوان
بررسي خوانش تقدم حق بر خير از فلسفه عملي كانت، با تمركز بر ديدگاه جان راولز
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي
فلسفه
دانشكده
ادبيات و علوم انساني
تاريخ دفاع
فروردين ماه 1405
صفحه شمار
107 ص.
استاد راهنما
يوسف شاقول
كليدواژه فارسي
حق , خير , فرآيند امرمطلق , پارادوكس روش , برساختگرايي
چكيده فارسي
در اين پاياننامه، سعيخواهم كرد ضمن تمركز بر آثار فلسفه عملي كانت، بهخصوص بنياد مابعدالطبيعه اخلاق و نيز با توجه ويژه به بخش كانت كتاب درسگفتارهاي تاريخ فلسفه اخلاق جان راولز، با نگاهي به تحليل وي، به بررسي خوانش برتري حق بر خير از فلسفه عملي كانت بپردازم.
كانت، در بخش ديالكتيك نقد اول، به اين نتيجه رسيد كه مفاهيم بنيادين مابعدالطبيعه سنتي، از جمله؛ آزادي، جاودانگي نفس و خدا، از دايره شناخت بشر خارج اند. اما، براين باور بود كه وجود اين مفاهيم، تعارضي با آنچهكه در نقد اول گفته شده است ندارد. بنابراين، درصدد برآمد تا در فلسفه عملي، اين مفاهيم را مجددا احيا كند. اخلاق كانت، از دو جهت بسيار حائز اهميت است:
الف- وي اخلاق را با انسانيت و شرافت انسان گرهزده است.
ب- وي سعي دارد تا با تمهيد زمينهاي مناسب، مولفههاي مابعدالطبيعه را، نه در بستر شناخت، بلكه، در بستر اخلاق مستقر سازد.
همانگونهكه، براساس انقلاب كوپرنيكي در نقد اول، مبنا سوژه بود، در اخلاق هم، مبنا عامل اخلاقي است. كانت، امرمطلق را بهمثابه يگانه قانون اخلاق معرفي و آنرا با سه ضابطه بيان ميكند. از ديد وي، شرط اخلاقي بودن عمل، انطباق و سازگاريش با اين ضوابط است. نظام اخلاقي وي، با توجه به ويژگيهاي منحصربهفردش مورد توجه بسياري از فلاسفه قرار گرفته است. يكي از اين تفاسير، نسبت دو مولفه حق و خير، در فلسفه عملي او با يكديگر است. اگر حق، اصول و چارچوبها، و خير، غايات و مقصودها را مشخص كند، پرسش اين است كه در نسبت اين دو، كداميك بر ديگري اولويت دارد؟ آيا بايد يكي از اين دو مولفه را بر ديگري ترجيح داد و يا بايد آنها را باهم و همزمان ديد؟ هرنوع پاسخ به تقدم هريك از اين دو مفهوم، خوانش و تفسير فلسفه اخلاق كانت را متاثر خواهد كرد.
سعي دارم، با بررسي نسبت حق و خير با يكديگر، پاسخيهايي براي پرسشهاي زير بيابم:
-انسانها چگونه ميتوانند بهدور از جنگ و خونريزي، دركنار هم، زندگي مسالمتآميزي داشته باشند؟ - چگونه ميتوان جامعهاي عاري از ظلم و تبعيض داشت؟
راولز، فلسفه عملي كانت را برمبناي اولويت دادن به حق تفسير ميكند. ميتوان اهميت اين خوانش را در دو سطح زير بررسي كرد:
1-پيوند با اخلاق كانت: راولز اين ايده را كه انسان بهعنوان موجود خردورز و آزاد بايد مطابق اصول عام عمل كند و ارزش اخلاقي عملش، از ضرورت انجام دادن فعل از روي احترام به قانون، فارع از پيآمدهاي آن ناشي ميشود را از سطح اخلاقي به سطح سياسي ميبرد و نتيجه ميگيرد؛ همانطوركه در اخلاق كانت، اصول بر غايات مقدماند، در سياست نيز، عدالت بر تصورات متنوع سعادت مقدم است.
2-نكته محوري نظريه عدالت بهمثابه انصاف: شايد ايده تقدم حق بر خير مهمترين نكته نظريه راولز باشد. چراكه وي، معتقد است؛ ابتدا بايد اصول عادلانه ساختار اجتماعي، تعيين شوند (حق) و بعد افراد آزادند تصورهاي متفاوتي از سعادت داشته باشند (خير). از ديد وي، چنانچه، خير بر حق مقدم باشد، اصول عدالت در يك جامعه ليبرال خدشهدار شده و ديگر نميتوان تصميمهاي بيطرفانهاي اتخاذ كرد. و اين مانعي است تا افراد جامعه با عقايد مختلف، ضمن حفظ آزاديهاي بنيادين (انديشه، مذهب، آزادي بيان) همزيستي مسالمتآميز داشته باشند.
در اين پژوهش، ضمن گردآوري دادههاي متني و نوشتاري از طريق كتب و مقالات، به بررسي موردي اين مسئله پرداخته و سعي شده است تا از نتايج تحقيقات، براي حل و توسعه آن استفاده شود.
درفلسفه عملي كانت، حق، برپايه خودآئيني عقل عملي و الزام نامشروط قانون اخلاقي استوار است. وي، با تفكيك اخلاق از هرگونه تلقي غايتگرايانه از خيرهاي تجربي، نشان ميدهد كه اعتبار هنجاري رفتار اخلاقي، وابسته به انطباق آن با وظيفه است. و نه، پيآمدهاي عمل و تحقق نوع خاصي از سعادت. در اخلاق كانت ضمن تاكيد بر اولويت ساختارهاي الزامآور عقلاني، بايد ضوابط سهگانه امرمطلق، اعم از جهانشمول بودن قوانين، حفظ كرامت انساني و اصل خودآئيني را لحاظ كرد. بدينترتيب خير، تنها در چارچوب حق معنا پيدا ميكند. بررسي دقيقتر آثار كانت نشان ميدهد كه وي، به حق و خير بهطور همزمان، اهميت ميدهد. در نظام اخلاقي وي، نميتوان از مابعدالطبيعه چشمپوشي كرد. چراكه، وجه پنهان اصول فلسفه عملي اوست و همين امر، درك نظام اخلاقي وي را بسيار دشوار ميكند.
تاريخ نمايه سازي
1405/03/11
نام نمايه ساز
محبوبه ربيعي
كليدواژه لاتين
right , good , categorical imperative procedure , paradox of method , constructivism
عنوان لاتين
An Examination of the Primacy of the Right over the Good in Kantʹs practical Philosophy, with a Ficus on John Rawlsʹs Perspective
گروه آموزشي
فلسفه
چكيده لاتين
In this thesis, I will attempt—while focusing on Kant’s practical philosophy, particularly Groundwork of the Metaphysics of Morals, and with special attention to Kant’s section in John Rawls’s Lectures on the History of Moral Philosophy—to examine, through Rawls’s interpretation, the reading of the priority of the right over the good in Kant’s practical philosophy.
Kant, in the Dialectic section of the Critique of Pure Reason, concluded that the fundamental concepts of traditional metaphysics, including freedom, immortality of the soul, and God, lie beyond the scope of human knowledge. However, he believed that the existence of these concepts does not contradict what was stated in the first Critique. Therefore, he sought to revive these concepts within practical philosophy. Kant’s ethics is highly significant for two reasons:
a) He links ethics with humanity and human dignity.
b) He attempts to establish metaphysical elements not in the domain of knowledge, but within the domain of ethics.
Just as in the Copernican revolution of the first Critique the foundation was the subject, in ethics the foundation is the moral agent. Kant introduces the categorical imperative as the sole moral law and formulates it through three principles. From his perspective, the moral worth of an action depends on its conformity with these principles. His ethical system has attracted many philosophers due to its unique features. One of the main interpretations concerns the relationship between the right and the good in his practical philosophy. If the right defines principles and frameworks, and the good defines ends and goals, the question is: which one has priority? Should one be preferred over the other, or should they be considered simultaneously? Any answer that prioritizes either concept will affect the interpretation of Kant’s moral philosophy.
I aim to examine the relationship between the right and the good in order to answer the following questions:
• How can human beings live peacefully together without war and violence?
•How can a society free from oppression and discrimination be achieved?
Rawls interprets Kant’s practical philosophy as giving priority to the right. The importance of this interpretation can be examined on two levels:
1.Connection to Kant’s ethics: Rawls transfers Kant’s idea that a rational and free human being must act according to universal principles, and that the moral value of an action arises from acting out of respect for the law regardless of consequences, from ethics to politics. He concludes that just as in Kant’s ethics principles precede ends, in politics justice precedes diverse conceptions of happiness.
In this research, through the collection of textual data from books and articles, a case study approach is used, and the results of the research are intended to be applied for solving and developing the issue.
تعداد فصل ها
5
فهرست مطالب pdf
159247
نويسنده