• شماره ركورد
    25614
  • شماره راهنما
    AHL2 340
  • عنوان

    زمان‌گرايي و فرازمان‌گرايي در فلسفه دين

  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • رشته تحصيلي
    فلسفه دين
  • دانشكده
    الهيات و معارف اهل البيت(ع)
  • تاريخ دفاع
    آبان ماه 1404
  • صفحه شمار
    71ص.
  • استاد راهنما
    احمد عبادي
  • استاد مشاور
    سيد مهدي بيابانكي
  • كليدواژه فارسي
    زمان , الگوي لايه‌اي هستي-پديداري , عليت , فرازمانمندي , تجربة ديني , علم الهي
  • چكيده فارسي
    مسألۀ «زمان» يكي از بنيادي‌ترين چالش‌ها در فلسفة علم، فيزيك نظري، و الهيات فلسفي معاصر است؛ چالشي كه در آن تقارن صوري قوانين بنيادين طبيعت با تجربة نابرابر انسان از گذشته و آينده در تعارض قرار مي‌گيرد. ضرورت طرح اين مسأله از آن‌جا ناشي مي‌شود كه علي‌رغم پيشرفت‌هاي چشمگير در فيزيك نظري و فلسفۀ تحليلي، هنوز خلأيي جدي در ارائه‌ي چارچوبي جامع وجود دارد كه بتواند هم‌زمان ابعاد طبيعي، پديداري و الهياتي زمان را توضيح دهد. اغلب پژوهش‌ها يا به سطح فيزيكي بسنده كرده‌اند و يا در سطح فلسفي و الهياتي باقي مانده‌اند، بي‌آنكه ارتباطي نظام‌مند ميان اين سطوح برقرار سازند. اين پايان‌نامه در پاسخ به اين خلأ، مي‌كوشد از تحليل انتقادي نظريۀ «فرضيۀ گذشته»، نقدهاي معرفت‌شناختي و زبان‌شناختي بر آن، و بازخواني نسبت خدا با زمان، چارچوبي تلفيقي براي فهم چندلايۀ زمان ارائه دهد. در فصل نخست، با تمركز بر ديدگاه ديويد آلبرت، نشان داده مي‌شود كه تبيين آماري از پيكان زمان بر پايۀ شرايط آغازين با آنتروپي پايين، هرچند در سطح فيزيكي كارآمد است، اما در سطح پديداري و هستي‌شناختي دچار كاستي‌هاي تبييني است. فصل دوم، با مقايسه‌ي فرضيۀ گذشته و فرضيۀ برساخته از منظر هيو پرايس، به نقد پيش‌فرض‌هاي جهت‌دار در نظريه‌پردازي زمان مي‌پردازد و بر نقش ساختارهاي زباني، روايت‌محور و ناظرمحور در بازتوليد جهت‌مندي تأكيد مي‌ورزد. فصل سوم، با گسترش نظريۀ «الگوي لايه‌اي هستي-پديداري زمان»، نسبت خدا با زمان را در چهار سطح فيزيكي، متافيزيكي، الهياتي و پديداري تحليل مي‌كند و نشان مي‌دهد كه چگونه مي‌توان تنش ميان فرازمانمندي الهي و تجربۀ ديني زمانمند را در قالبي فلسفي و غيرتقليل‌گرايانه رفع كرد. روش تحقيق اين پايان‌نامه بر پايه‌ي رويكردي ميان‌رشته‌اي سامان يافته است كه عناصر فلسفة تحليلي، مدل‌سازي نظري، استدلال قياسي و تلفيق ميان‌رشته‌اي را در كنار يكديگر قرار مي‌دهد. بدين‌سان، مفاهيم بنيادين با دقت تحليلي روشن مي‌شوند، نظريه‌ها در قالب الگوي لايه‌اي بازسازي مي‌گردند، استدلال‌ها به‌صورت قياسي ارزيابي مي‌شوند، و در نهايت داده‌هاي فلسفي و علمي در يك چارچوب تلفيقي تركيب مي‌شوند. در مجموع، اين پايان‌نامه با ارائه‌ي نظريۀ «الگوي لايه‌اي هستي-پديداري زمان»، از تقليل‌گرايي‌هاي رايج در تبيين زمان عبور كرده و چارچوبي ميان‌رشته‌اي براي فهم زمان به‌مثابه ساختاري چندسطحي، تعاملي و هستي‌ساز فراهم مي‌سازد؛ ساختاري كه در آن، زمان نه صرفاً محصول يك شرط اوليۀ آماري و نه صرفاً برساخته‌اي ذهني، بلكه حاصل هم‌نهشتي سطوح طبيعي، آگاهي انساني، و حضور الهي است.
  • كليدواژه لاتين
    Time , Stratified Onto-Phenomenological Model of Time , Causality , Hypertemporality , Religious Experience , Divine Knowledge
  • عنوان لاتين
    Temporalism an‎d Hypertemporalism in the Philosophy of Religion
  • گروه آموزشي
    معارف اهل‌البيت(ع)
  • چكيده لاتين
    The problem of time stan‎ds as one of the most fundamental challenges in contemporary philosophy of science, theoretical physics, an‎d philosophical theology—a challenge marked by the tension between the formal symmetry of nature’s fundamental laws an‎d the asymmetrical human experience of past an‎d future. This dissertation, grounded in three independent yet convergent articles, seeks to offer an integrative framework for understan‎ding the multilayered nature of time by critically analyzing the “Past Hypothesis,” examining its epistemological an‎d linguistic critiques, an‎d reinterpreting the relation between God an‎d time. Chapter One, focusing on David Albert’s perspective, demonstrates that the statistical explanation of the arrow of time—based on low-entropy initial conditions—while effective at the physical level, remains insufficient at the phenomenological an‎d ontological levels. Chapter Two compares the Past Hypothesis with the Constructivist Hypothesis through the lens of Huw Price, highlighting the role of directional assumptions in theorizing time an‎d emphasizing how linguistic, narrative, an‎d observer-dependent structures reproduce temporal asymmetry. Chapter Three expan‎ds the theory of the “Onto-Phenomenological Layered Model of Time,” analyzing the divine–temporal relation across four levels: physical, metaphysical, theological, an‎d phenomenological. It shows how the tension between divine atemporality an‎d temporally-structured religious experience can be addressed philosophically without reductionism. Taken together, this dissertation proposes the “Onto-Phenomenological Layered Model of Time” as a way to move beyond reductive accounts of temporality an‎d to articulate a transdisciplinary framework in which time is understood as a multi-level, interactive, an‎d ontologically generative structure—one that is neither merely the product of statistical initial conditions nor a purely mental construct, but rather the emergent result of the co-presence of natural processes, human consciousness, an‎d divine presence.
  • تعداد فصل ها
    5
  • فهرست مطالب pdf
    155755
  • نويسنده

    دانش، اميرپويا