-
شماره ركورد
25482
-
شماره راهنما
AHL2 334
-
نويسنده
شيرازيان ريزي، حديثه
-
عنوان
ارتباط دين گريزي، عقلانيت و اخلاق از منظر آيت الله مصباح يزدي
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
منطق فهم دين
-
دانشكده
الهيات و معارف اهل البيت(ع)
-
تاريخ دفاع
بهمن ماه1402
-
صفحه شمار
54 ص.
-
استاد راهنما
ابراهيم رضايي
-
كليدواژه فارسي
دين , دين گريزي , دينداري , عقل , عقلانيت , اخلاق , آيت الله مصباح يزدي
-
چكيده فارسي
از آنجايي كه دين اساسيترين عنصر در شكلگيري هويت انسان بوده است و همچنين اين موضوع به مثابه ديگر موضوعات و مسائلي كه از تاثرات دوران تجددگرايي مستثنا نبوده موجب واكنشهايي از سوي متفكران و روشنفكران ديني شده است و ضمن اينكه چالشهاي نسل جديد و مواجهه با احساس تنگنا به علت محوريت شريعت و فقه بر تمام شئونات زندگي و ورود امر و نهي به موازات مناقشات در زمينه فتاوا و سنجشها و شيوههاي اجرايي، نگاه متفكران از جمله آيت الله مصباح يزدي را جهت بررسي و مطالعه به گريزگاههايي چون عقلانيت و اخلاق از جانب دين گريزان، معطوف كرده است و بنابر پژوهشهاي پيشين در زمينه موضوع به طور كلي در اين حوزه با استناد بر منابع و پژوهشهاي معتبر و موثق همچون (مقدم، خمامي، 1396، كتاب علل و عوامل دين گريزي از منظر آيات و روايات، رضايي، 1396، مقاله دين گريزي و دين گرايي در دنياي معاصر، آل علي، مهناز، پايان نامه علل دين گريزي جامعه از نگاه قرآن و نهج البلاغه) جهت مطالعه پژوهشي نوآورانه در زمينه بحث مفرها و بديلهاي دين گريزي از ديدگاه آيت الله مصباح يزدي كه بنابر تحقيقات و مطالعات انجام شده و يافتههاي تحقيق كاملاً متقاعد كننده بودند، ميتوان اذعان كرد كه اخلاق و عقلانيت در حقيقت جداي از يكديگر نبوده و اخلاق منشأ ديگري غير از عقل نداشته و عقل نيز تنها حكم به گزارههايي ميكند كه مجموعه اخلاق را تشكيل ميدهد و موجب گرديد تا پايان نامه حاضر مسائلي همچون؛ آيا گريز از دين و ورود به گريزگاههاي عقلانيت يا اخلاق ميتواند جانشيني به عنوان دينداري از نگاه آيت الله مصباح يزدي به حساب آيد؟ همچنين بررسي رابطه بين عقلانيت دينداري و دين گريزي از منظر آيت الله مصباح يزدي و نيز بررسي رابطه بين اخلاق و اخلاقي زيستن و دينداري از منظر ايشان با روش اسنادي - تحليلي مورد پژوهش قرار بگيرد و موجب گرديد اين نتيجه حاصل آيد كه ادراك عقلي تنها براي شناخت حقايق و پديدههاي پيرامون كافي نيست چرا كه ادراك عقلي تنها صورتي از واقعيت و حقيقت خارجي را به ذهن ميسپارد كه در واقع يك مفهوم است نه درك و شهود خود آن شي در حالي كه ادراك حسي نيز چهرهها و برخي از ابعاد واقعيت اشيا را به ما نشان ميدهد نه شناخت حقيقت و ماهيت اشيا را و در نهايت به اين پاسخ خواهيم رسيد كه دين مجموعه رهاورد عقل و نقل است و عقل نه تنها در برابر دين قرار نميگيرد و رقيب آن نيست بلكه همواره رهنمودهاي عقل همتاي هدايتهاي ديني تلقي و معتبر شمرده شده است و بخشي از دين توسط عقل كشف و ثبات ميشود و بخشي توسط نقل. قابل ذكر است كه عقلانيت حداكثري اخلاق به معناي پذيرش عقل است و به عنوان منبع شناسايي ارزشهاي اخلاقي تنها قاضي و داور درباره ارزشها و تنها هادي و برانگيزاننده فرد به سوي عمل ميباشد. آيت الله مصباح يزدي در يك جمعبندي كلي رابطه ميان اخلاق و دين ميفرمايند نظر ما در باب مفاهيم و قضاياي اخلاقي نيز در شكل كاملش هم به اصول اعتقادي دين نيازمند است و هم به محتوا وحي و دستورهاي ديني و طبعاً بايد بگوييم كه اخلاق در هيچ صورتي از دين جدا نيست، نه از اعتقادات ديني و نه از دستورهاي ديني و از ديدگاه ايشان ملاك كلي فضيلت اخلاقي مصلحت عمومي فرد و جامعه و مصلحت واقعي " انسانيت" است و مصلحت به معناي هرچه موجب كمال و صلاح واقعي انسانيت است نه آنچه دلخواه افراد و خوشايند آنهاست و براي دستيابي به اين مصلحت بايد توجه داشت كه در انسان قواي گوناگوني وجود دارد و اسلام هرگز يك سو نگري صرف و تك بعدي بودن را نميپذيرد منتها هر يك از اين فعاليتها براي خود مرزي دارد مرز آن دوري از افراط و تفريط است تا به مضمون بودن ختم نشود بنابراين رعايت اعتدال هميشه ميتواند معيار فضيلت باشد زيرا آدمي تنها يك وظيفه ندارد.
-
كليدواژه لاتين
Religion , atheism , reason , rationality , ethics
-
عنوان لاتين
The relationship between atheism, rationality and morality from the perspective of Ayatollah Mesbah Yazdi
-
گروه آموزشي
معارف اهلالبيت(ع)
-
چكيده لاتين
The existence of religion is one of the necessities of human life, and in a way, the happiness of a person depends on the conscious knowledge of religion and the practice of its teachings. Man is naturally inclined towards religion and religiosity, and being evasive from religion is contrary to his nature, but since the acceleration of change and transformation is one of the undeniable characteristics of the contemporary era, this change in the most stable standards and principles of material life and Human spirituality also occurs including religion, and according to the modernist attitude, by leaving traditions, a person also passes through religion and tries to meet his needs by taking refuge in a refuge such as reason and morality; However, reason is not opposed to religion, but it guides man in the path of happiness and perfection as an internal proof. Perhaps the rule of reason is enough to provide the necessities of worldly life, but the truth is that man needs the reward of the hereafter, and the world is a prelude to the hereafter and reaching the closeness of God, therefore, man needs the rules of the Sharia in order to be entitled to divine reward by following them. In the same direction, one can follow reason, provided that it is rational and not mixed with illusions. If these characteristics are proven by reason, it is possible to derive a Shariah ruling from this ruling and its evidence to God Almighty; Because he himself has given us this reason so that we can understand what he asked us to do and what we should do. Here, reason and narration are compatible with each other and neither of them will conflict with each other. Morality is not in conflict with religion and there are different views of thinkers about the relationship between the two, which are discussed in detail in this research.
-
تعداد فصل ها
3
-
فهرست مطالب pdf
151901
-
لينک به اين مدرک :