-
شماره ركورد
25445
-
شماره راهنما
PHI3 96
-
نويسنده
علوي، سيد محمد داوود
-
عنوان
بررسي ملاك بداهت و علم حضوري از نظر ملاصدرا و دكارت
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
فلسفه -فلسفه غرب
-
دانشكده
ادبيات و علوم انساني
-
تاريخ دفاع
1404/06/31
-
صفحه شمار
246 ص .
-
استاد راهنما
علي كرباسي زاده اصفهاني , مهدي دهباشي
-
كليدواژه فارسي
علم حضوري , بداهت , وضوح و تمايز , دكارت , ملاصدرا
-
چكيده فارسي
ادراكات و انديشه¬هاي انسان به دو دسته تقسيم مي¬شود: ادراكات حضوري و ادراكات حصولي. با توجّه به محدوديت ادراكات حضوري، معرفت شناسان معرفت¬هاي حصولي را بيشتر مورد توجّه قرار داده اند. معرفت¬هاي حصولي دو قسم است، تصورات و تصديقات. هركدام يا بديهي است و يا نظري. دليل صدق تصورات و تصديقات نظري تعريف و استدلال است، امّا ملاك صدق بديهيات چيست؟ چه معيار در بديهيات وجود دارد كه فاعل شناسا را قانع به پذيرش بديهيات مي¬كند؟ اين رساله سعي كرده است پاسخ ملاصدرا و دكارت را در مورد اين پرسش روشن كند. بررسي گفته-ها و نظام فلسفي صدرا نشان مي¬دهد كه در مورد اين سؤال دو پاسخ از سوي وي مي¬توان ارائه كرد. پاسخ ابتدايي بر اساس مشي قوم، و پاسخ عميق برخاسته از مباني و نظام فلسفي خودش. پاسخ اوليّه وي اين است كه معيار بداهت تصورات بديهي، بساطت مفاهيم بديهي تصوري است؛ زيرا مفاهيم بسيط به جهت نداشتن جنس و فصل قابل تعريف ماهوي نيست. به نظر وي معيار بداهت تصديقات بديهي (كه در وجدانيات و اوّليّات محدود مي¬شود) ادراك حضوري در وجدانيات و ويژگي ذاتي و مفهومي در اوّليات است. امّا پاسخ دقيق وي كه برخاسته از مباني چون اصالت وجود، تشكيك در وجود، تجرد علم، اتحاد علم با معلوم بالذات و اينكه صورت علميّه نه ماهيت عين خارجي است بلكه وجود برتر ماهيت خارجي است، اين است كه دليل صدق علوم حصولي برگشت آن به علم حضوري است؛ زيرا بر اساس نگاه صدرا صورت¬هاي علمي با وجود خارجي مجردشان نزد انسان حاضر شده و در پي¬ آن علم حصولي پديد مي¬آيد نه چون ديدگاه ديگر فيلسوفان كه معتقدند علم «ماهيت عين خارجي» در ذهن، با پديدآمدن صورت عين خارج پديد مي¬آيد. به نظر وي صورت اشيأ خارجي تنها زمينه علم به وجود خارجي مجرد را فراهم مي¬سازد. امّا نحوۀ انطباق علم بر معلوم كه زمينه صدق گزاره¬ها را فراهم مي¬كند چگونه است؟ پاسخ اين است كه در نظام تشكيكي وجود، هرمرتبۀ كامل تري مجرد بر مرتبۀ ناقص¬تر مادي منطبق است. به اين معنا كه نحوۀ وجود كامل است كه انطباق بر ناقص را ايجاب مي¬كند. اين چنين است كه مشكل انطباق علم بر معلوم نيز حل مي¬شود. بر اساس اين نگرش ماهيت اشيأ خارجي معلوم بالذات نيست آنگونه كه ديگران تصور مي¬كنند معلوم بالذات در اين نگاه موجود مجرد مثالي يا عقلي است كه وجود برتر ماهيت معلوم خارجي است. امّا به نظر اين رساله پاسخ دكارت در مورد معيار بداهت تصورات بديهي، برخلاف ادعاي برخي نه فطري بودن مفاهيم بديهي است و نه شهود مفاهيم بديهي، بلكه معيار و ملاك يقيني بودن مفاهيم و تصورات بديهي، بساطت مفاهيم بديهي است، زيرا دليل صدق برخي مفاهيم فطري استنتاج آن مفاهيم از مفاهيم بديهي است و دليل وضوح و تمايز ذاتي برخي از مفاهيم شهود آن مفاهيم است. امّا ملاك شهود چنين مفاهيم بساطت آن است. معيار بداهت تصديقات بديهي (وجدانيات و اوّليات) يافت حضوري مفاهيم سازنده¬اي آن و شهود عقلي حكم به اتحاد موضوع با محمول¬است.
-
كليدواژه لاتين
intuition , certainty , conscience , precepts and presence knowledge
-
عنوان لاتين
Comparative Analysis of Evidence and Intuitive Knowledge from Descartes and Mulla Sadra prespectives
-
گروه آموزشي
فلسفه
-
چكيده لاتين
Abstract
The attainment of infallible knowledge is a constant concern of philosophers. Accordingly, fundamentalists divide propositions into theoretical and obvious ones, and the reason for the truth of theoretical propositions is their reference to obvious propositions. But what are obvious propositions? and why are they infallible? These are the questions that this article has tried to address by referring to Sadra’s and Descartesʹ different views on intuition (Sadra considers intuition synonymous with presence, but Descartes considers simple essences to belong to intuition) and certainty (Sadra believes certainty, as an existential event, is bestowed by the endower of forms (al-Ṣuwar), but Descartes means by certainty the epistemological certainty.) It reveals the fact that knowledge by presence is the criterion and the secret behind the immediacy of the obvious propositions. The difference between the two scholars is that Descartes considers knowledge by presence to be limited to the affective (al-wijdānī) propositions and believes the innate and primary propositions [awwalīyāt] are infallible on account of conceptual clarity. As for Mulla Sadra, it seems that according to him not only the affective and primary propositions but also every acquired knowledge is based on the knowledge by presence.
-
تعداد فصل ها
5
-
فهرست مطالب pdf
151469
-
لينک به اين مدرک :